ما مدیر عاملان شرکت ( مقام های ارشد اجرائی ) مالی را در اروپا و آسیا آمریکا ، مستقیماً برای اینکه ارزیابی کنیم بنگاههای اقتصادی آنها در طول بحران مالی جهانی که در سال ۲۰۰۸ دچار عوامل بازدارنده شده اند معتبر هستند ( دارای اعتبار ) هستند یا خیر مورد بررسی قرار دادیم همچنین ما در مورد اینکه آیا طرح ها و روند های مخارجی شرکت شرطی متفاوت روی این بررسی بر اساس مقیاسی از عوامل بازدارنده مالی دارد مطالعاتی نیز انجام دادیم شواهد و مدارک بدست آمده نشان می دهد که بنگاههای اقتصادی بازدارنده تخفیف های عمده تری در مخارج فنی و تکنولوژی استخداو م اشتغال و مخارج مربوط به سرمایه دارد . بنگاههای اقتصادی بازدارنده همچنین از طریق پول نقد بیشترین سرمایه مشتریان را از بین می برد . و در نتیجه شدیداً روی ستون های از اعتبار برای ترساندن بانک ها که دسترسی را در آینده محدود خواهد کرد و سرمایه های بیشتری را برای سرمایه گذاری و عملکرد آنها به کار می گیرد اثر می گذارد . همچنین ما دریافتیم که ناتوانی ( عدم توانایی ) برای وام گیری ظاهرا باعث شده که بسیاری از بنگاههای اقتصادی فرصت های سرمایه گذاری مهمی را با ۸۶ درصد از عوامل بازدارنده در ایالات متحده آمریکا از دست بدهند . مدیر عاملان شرکت می گویند که سرمایه های آنها در طرح های مهم در طول بحران اعتبار از سال ۲۰۰۸ محدود شده است . بیش از نیمی از مسولان می گویند که ( گفتند که ) آنها سرمایه های برنامه ریزی شده خودشان را یا کنسل کرده اند یا آنها را به تعویق انداخته اند . نتایج ما همچنین در اروپا و آسیا ادامه داشت و در خیلی از موارد در علم اقتصاد قوی تر نشان داده شده تجزیه و تحیل های ما نیز به مجموع دارایی ها و دانش در باره اثری از عوامل بازدارنده معتبر روی وضع بنگاه اقتصادی اضافه شد .

 

مقدمه

در اواخر سال ۲۰۰۸ ، بازارهای ( محل خرید و فروش ) مالی جهانی ، در میان بحران اعتبار از تاریخ بود . در این بخش ما یک دیدگاه کلی و منحصر به فرد روی اثراتی از بحران روی تصمیمات  واقعی که توسط شرکت های سهامی اطراف دنیا ایجاد می شود فراهم کرده ایم ما ۰۵۰/۱ مدیر عاملان شرکت و مدیران اجرائی را در ۳۹ کشور در شمال آمریکا ، اروپا و آسیا در ماه سپتامبر ۲۰۰۸ موارد بررسی قرار دادیم . بحران فراگیر به ما اجازه می دهد تا اقدام هایی از بنگاههای اقتصادی را که از نظر مالی دچار عوامل بازدارنده شده اند با آن دسته از واحدهای تجاری که کمتر دچار عوامل بازدارنده شده اند ، مورد مقایسه قرار دهیم . ما چندین هدف و موضوع را دنبال کرده ایم اول ، ما بررسی میزانی از عوامل بازدارنده را ایجاد کردیم . سپس ما بررسی کردیم که آیا این عوامل شناسایی اندازه گیری برای بخش بخشی از تغییرات در وضع شرکت در طول بحران معنادار هستند یا خیر ؟ تجزیه و تحلیل های ما توسط طرح های شرکت ها ( اشتغال ، بازاریابی ، تکنولوژی ، مخارج و …) آغاز شد و توسط شروط بحران روی حالت های عوامل بازدارنده تحت تاثیر قرار داده شد .سپس ما به سیاست های مالی شرکت ها ( بخصوص در پس اندازها و خطی از مدیریت بحران ) نیز توجه کردیم . نهایت ما مخارج شرکت را در طول بحران مورد بررسی قرار دادیم و شرایط محیط و اهمیت آن را در سیاست های سرمایه گذاری شرکت که به خاطر عوامل بازدارنده اعتبار در حال تغییراند مورد بررسی قرار دادیم .

بیشتر تحقیقات قبلی روی عوامل بازدارنده مالی که بر اساس اطلاعات و صورت وضعیت مالی که توسط ایالات متحده آمریکا اصلاح می شود است . در این بخش ما به طور نمونه اثراتی از عوامل بازدارنده را روی روش سرمایه گذاری مورد بررسی قرار دادیم و اینکه آیا سرمایه گذاری در شرکت ها و بنگاههای اقتصادی بازدارنده با جریان های پول نقد برابر است یا خیر ؟ استثناء کایلن و ذینگال در سال ۱۹۹۷ که به گفته های عموم در مورد بررسی بنگاههای اقتصادی با ستون های اعتبار توجه کرده بودند ، بقیه در این موارد به طور عادی به خاطر عوامل بازدارنده مالی با ویژگی هایی مانند اندازه کوچک بنگاه اقتصادی ، وضعیت و حالت های پرداخت غیر مستقیم شده یا دسته بندی ضعیف ستون اعتبار صاحب سهم شده اند و همه این موارد از منابع مربوط به بایگانی استانداری جمع آوری شده اند . یک ویژگی مستثنی از تجزیه و تحلیل های مالی این است که ما مستقیماً از مدیر عامل پرسیده ایم که آیا شرکت های آنها به وسیله هزینه یا دسترسی به اعتبار تحت تاثیر قرار گرفته اند یا خیر ؟ و واقعیت آینده آنها چگونه است .درروش های مالی ممکن است تعریف شده و از بین برود یا خیر . مثال های ما هردو شرکت های خصوصی و عمومی از سراسر دنیا را در بر دارد . علاوه بر این بررسی مخارج مربوط به سرمایه گذاری مانند آنچه قبلا گفته شد را نیز در بردارد . ما به اندازه و بعدهای دیگر مانند طرح ها و برنامه های مربوط به اشتغال نیز توجه کرده ایم . در بحران جاری که وجود دارد مهم است که میزان کاهش را در بخش اشتغال شرکت که به کاهش در ارزش مسکونی و سرمایه گذاری که ریشه در بحران دارد مربوط می شود نیز توجه کنیم . تجزیه و تحلیل های ما اجزاء متعددی دارد ما از لحاظ ظاهر طرح ها و برنامه های مربوط به شروط شرکت روی اینکه آیا آنها از نظر مالی در پایان سال ۲۰۰۸ دچار عوامل بازدارنده شده اند یا خیر را بررسی کنیم . بر اساس بررسی ما در مورد مقیاسی از عوامل بازدارنده ما دریافتیم که شرکت و بنگاههای اقتصادی بازدارنده در ایالات متحده آمریکا تعداد مکان متوسط هستند که به طور چشمگیری میزان اشتغال ( تا ۱۱ درصد ) مخارج مربوط به تکنولوژی تا ۲۲ درصد ، سرمایه گذاری میانی تا ۹ درصد مخارج مربوط به خرید و فروش تا ۳۳ درصد و پرداخت تقسیمی تا ۱۴ درصد درسال ۲۰۰۹ کاهش یافته است . شرکت های گسترده به طور متوسط میزان کاهش کمتری دارند . الگوه های شبیه تری نیز در اروپا و آسیا یافت می شود . ما همچنین دریافتیم که واکنش هایی از شرکت های بازدارنده و گسترده در بررسی ما ممکن است مربوط به عوامل دیگر باشد . ما شرکت ها و بنگاههای اقتصادی را بر اساس اندازه و بعد ، مالکیت ، میزان دسته بندی و درجه بندی اعتبار ، میزان سودآوری ، موقعیت ها و وضعیت های مربوط به قدرت مربوط به پرداخت و جنبه های رشد . با شرکت ها و بنگاههای دیگر برابر کردیم و بعد از آن حالت و وضعی از شرکت هایی که تنها در درجه ای که آنها می گویند به ستون های اعتبار بیشتر دسترسی پیدا می کنند مورد مقایسه قرار دادیم . اگرچه دلیل و بحرانی برای تطابق روش هایی که ما برای آزمایش های خودمان به کار می بریم تا بتوانیم اثری از بحران روی بنگاه اقتصادی را که بیشتر با عوامل بازدارنده مالی مشخص روبرو است وجود ندارد تجزیه و تحلیل های برابری وجود دارد که به تغییرات بخش بخش در هر روش مربوط و به کار رفته در شرکت که ما هر دو را در آغاز و در طول سال ۲۰۰۸ بررسی کردیم اشاره می کند . با تفاوت هایی که بین شرکت های بازدارنده و گسترده وجود دارد این امر برای بحران اعتبار که قبلاً گفته شد بیشتر مشخص می شود . اندازه گیری های مربوط به عوامل بازدارنده در تضاد برای تشخیص هر الگوی مربوط به زمان یا الگوی بخش بخشی از اقتصاد در روش های به کار رفته در شرکت در مثال ما با شکست روبرو شده به خاطر اینکه —- برای شناسایی این عوامل مربوط به بنگاههای اقتصادی برای عمل تامین اعتبار از ارتباط برای محققان و بازاریان آسیب پذیرترین چیز است ما معتقدیم که تجزیه و تحلیل هایی که با بررسی و مطالعه به دست آمد محدودیت هایی دارد که باید در نظر گرفته شود برای مثال ۸۱ درصد از CFO که ما دسته بندی کرده ایم به عنوان کسانی که از نظر مالی محدود شده اند می گویند که آنها درجه بندی اعتبار قابل بررسی شده ای دارند مقدار عوامل بازدارنده و محدودیت ها در بازارهای اصلی ، ۵۹ درصد شکایت در مورد بالاترین هزینه ای از وام گیری ( محدودیت های مربوط به قیمت ) و ۵۵ درصد مشکلات در خط اعتبار و ستون های اعتبار جدید و ابداعی وجود دارد یک نگرانی این است که CFO به وسیله خود مثال ممکن نیست قادر باشند که عوامل اقتصادی را از اثرات مالی وقتی به یک بررسی واکنش نشان می دهند جداکننده مستقیماً اثرات مربوط به بررسی اگر CFO شروط اقتصادی از بنگاههای اقتصادی را داوری کند و روش واکنش های بازاریان مربوط به اعتبار را درست متوجه نشوند همواره وجود دارد .

هنوز نگرانی دیگری در مورد اینکه آیا بنگاههای اقتصادی غیر قابل کنترل و ناهماهنگ می توانند استنباط های ما را درک کنند وجود دارد . برای مثال یک شرکت که حتی قبل از بحران ضعیف بوده است و عمل می کرده است قابل تعجب نیست که این شرکت ممکن است در طول بحران بدترین باشد  و اعتبار کمتری داشته باشد . ما همچنین ستون اعتبار را مورد مطالعه قرار دادیم . شرکت ها نمونه ای ایالات متحده یک ستون اعتبار تقریباً ۹ درصد ( شرکت های گسترده ) تا ۲۶ درصد ( شرکت های بازدارنده ) از ارزش سرمایه از قبل تهیه و ترتیب داده اند . ما از ماموران اجرایی خواستیم که آنها با پرداختن از ستون های اعتبار پول برداشت کنند . حدود نیمی از شرکت ها و بنگاه های اقتصادی در سراسر دنیا این مخارج را برای عملکرد روزانه یا نیازهای قدرت نقدینگی کوتاه مدت خود استفاده می کنند به علاوه ۱۳ درصد از شرکت ها و بنگاه های اقتصادی ایالات متحده نشان می دهند که آنها روی ستون اعتبار خود به منظور داشتن وجه نقد برای نیازهای آینده خود برداشت می کنند . ۱۷ درصد دیگر از شرکت ها و بنگاههای بازدارنده ستون اعتبار خود را حالا در مواردی که بانک های آنها ممکن است اعتبار آنها را در آینده رد کند برداشت پول می کنند این نتایج سازگار با شواهدی در Tvashina Scharfshi است که بررسی کردند که بیش از نیمی وام بگیران بانک در ۲۰۰۸ به خاطر برداشت پول روی ستون های اعتبار به بانک مراجعه کرده اند . تجزیه و تحلیل های ما با اسنادی که شرکت های بازدارنده به طور مشخص بیشتر از شرکت های گسترده در انتظار ستون اعتبار محدود در آینده است به یافته های آنها اضافه می شود .

حدود  تنظیم تجزیه و تحلیل ها و آزمایشات آنها ، اثری از شروط اعتبار روی تصمیم های سرمایه گذاری شرکت را آزمایش می کند . در این بررسی ما به طور خاص از شرکت ها خواستیم آنها پروژه های سرمایه گذاری خود را به علت عوامل بازدارنده مالی بگذرانند در طول بحران مالی حدود ۸۶ درصد از شرکت های محدود شده می گویند آنها سرمایه های خود را به خاطر مشکلات در بالا بردن تامین مالی داخلی در مقایسه با ۴۴ درصد از شرکت های گسترده که مشابه را می گویند این ارقام در اروپا و آسیا نیز بازتاب کرد .

ما همچنین اینکه چگونه تامین بودجه شرکت ها و سرمایه گذاری آنها وقتی آنها قادر به قرض گرفتن نیستند را امتحان کردیم . بیش از نیمی از شرکت های ایالات متحده می گویند که آنها بر وجوه نقدی داخلی خود برای سرمایه گذاری تحت این شرایط متکی هستند و حدود ۴ درصد می گویند که آنها از اندوخته های نقدی خود استفاده می کنند به طور قابل توجهی ۵۶ درصد از شرکت های بازدارنده می گویند که آنها سرمایه گذاری طرح های خود را وقتی آنها قادر نیستند سرمایه داخلی  خود را به دست آورند کنسل می شود و به طور ویژه بیشتر از ۳۱ درصد از شرکت های ——سرمایه گذاری کنسل شده به خاطر خرید و فروش ستون اعتبار بود . برخی شرکت ها سرمایه های خود را برای به دست آوردن پول و وجه نقد می فروشند . ما دریافتیم که اکثریت شرکت های بازدارنده مالی سرمایه های خود را به منظور پس انداز در سال ۲۰۰۸ می فروشند . در حالیکه شرکت های گسترده هیچ گرایشی به فروختن سرمایه ندارند . فروش سرمایه همچنین برای به دست آوردن مخارج در اروپا و آسیا استفاده شد . این یافته ها نشان می دهد که عوامل بازدارنده مالی اثرات مشخصی روی خرید و فروش سرمایه واقعی دارد یک تفسیر دیگر این است که شرکت هایی که کسری بودجه در طول بحران دارند آنهایی هستند که قبل از آن سرمایه گذاری بیش از حد داشته اند . به عبارت دیگر کاهش در سرمایه گذاری که ما مشاهده کردیم نیازی به انتخاب ندارد . مشکلاتی که از فهرست های سرمایه گذاری تجربی کاملاً مشخص اند . البته ما نمی توانیم معلوم کنیم که آیا پروژه ها و طرح ها که در بحران با کسری بودجه مواجه اند ارزش گسترده داشته اند یا خیر ؟

بخش قبلی یک دیدگاه جدید روی اثرات بحران مالی که در سال ۲۰۰۸ آغاز شد ارائه داد . مهم است که ما آن را با آثار قبلی روی عوامل بازدارنده مالی مقایسه کنیم . یک ویژگی مشخص از روش ما این است که ما اثری از عوامل بازدارنده با پرسیدن از مدیران درباره دستیابی شرکت به عنوان اعتبار ارزیابی می کنیم یک بخش مربوط که توسط Kaplon و Zingales انجام شد می بایست این نویسندگان همچنین دیدگاه مدیران را روی دستیابی شرکت به ستون اعتبار در نظر داشتند و برخی از نتایج ما شبیه به دیگران اعم از اینکه شرکت های بازدارنده سرمایه گذاری کمتر رشد کمتر و پس انداز کمتر دارد است ما همچنین نشان دادیم که دسته بندی دو نویسنده برای تکرار کردن آن آسانتر است . در مقایسه مطالعه آنها این بخش نشان می دهد که چگونه یک تنظیم گسترده از واکنش های شرکت ها معیار تعبیر ستون اعتبار است . ما همچنین اطلاعاتی در مورد بعد سیاسی که آثار آنها را پوشش نمی دهد . چگونه شرکت ها ستون های اعتبار خود را مدیریت می کنند چه مقدار از آنها برای اشتغال سرمایه گذاری می کنند و چه مقدار آنها پس اندازها و تصمیمات سرمایه گذاری خود را در مورد اینکه آیا پروژه های خود را کنسل یا سرمایه خود را می فروشند به کار می برند . در حالی که Kaplon و Zingla  اطلاعاتی در مورد عوامل بازدارنده از بیانیه های عمومی مدیران جمع آوری کردند . اطلاعات ما از تحقیق بی نام و خاص به دست آمد . نهایت ، روش ما به ما اجازه می دهد تا یافته های خود را برای محققان فراهم کنید . در حالی که ما بر روی بحران مالی تمرکز نمی کنیم بخش های مربوط روی منابعی از تنوع برونی برای ارزیابی اجراهای واقعی عوامل بازدارنده مالی تمرکز می کند Blanchard ، Shlerfer در سال ۱۹۹۴  برای مثال اثراتی از جریان نقدی و تغییراتی که از دادخواهان شرکت به دست آورد تمرکز می کند . Lamond در سال ۱۹۹۷ اثری از کاهش قیمت نفت ۱۹۸۶ را روی مخارج بخش های غیر نفتی بررسی می کند . Raun در سال ۲۰۰۶ به ویژگی های عدم پیوستگی از تعهدات مالی شرکت برای تثبیت ستون بین جریان نقدی سرمایه گذاری توجه می کند نتایج ما با توجه به تغییرات مشخص در تامین ستون اعتبار وسیله بحران مالی ۲۰۰۸ به دست آمد می باشد .

باقی این صحبت به صورت زیر دنبال می شود ما جزئیاتی از اطلاعات بررسی شده را در بخش های  ۲ و ۳ انجام دادیم و اثر متقابل بین مشخصه های آمارگیری و سیاست های شرکت را در طول بحران مالی ۲۰۰۸ بررسی کردیم . بخش ۴ مقیاس ما از عوامل بازدارنده مالی را معرفی می کند و چگونگی شکل دهی طرح های شرکت را بررسی می کند بخش ۵ و ۶ به ترتیب برروی مدیریت نقدینگی و سیاست های سرمایه گذاری در طول بحران بحث می کند برخی نتایج در بخش نهائی فراهم شده استچون ما می خواهیم نقشی از خرید و فروش های مالی را در مشکل دادن تصمیم های شرکت وقتی ستون اعتبار محکم است درک کنیم ما روابط بین شرکت ها و مشخصه های آنها از قبیل اندازه میزان درجه بندی ستون اعتبار را بررسی کردیم و اینکه آیا روندهای مدیریتی با دستیابی به ستون اعتبار تحت تاثیر قرار می گیرند یا خیر ؟ ما ماموران اجرایی را در اروپا و آسیا مورد بررسی قرار دادیم بیشتر این ماموران مشترکان روزنامه و مجله در اروپا و آسیا هستند . و دیگران مجریان شرکت کننده در بررسی های قبلی توسط دانشگاه Duke  انجام شده می باشند .

بررسی و مطالعه ایالات متحده انجام شده در رابطه با دعوتنامه نامبر ۲۵ ، ۲۰۰۸ انجام شد تحقیق تا ماده دسامر ۲۰۰۸ تکمیل شد . به خاطر موضوع لجیستیکال ، بررسی های آسیا و اروپا یک هفته زودتر آغاز شد و به پایان رسید . بیشتر آنهایی که تحقیق را انجام داده بودند عنوان شغل ماموران اجرایی را داشتند ما با توجه به این گروه ها به طور گروهی به عنوان ماموران اجرایی در ایالات متحده برای مشتریان مجله ۰۰۰/۱۰ دعوتنامه فرستاده شد . تقریباً درصد این دعوتنامه ۷ درصد بوده ما می دانیم که توزیعاتی از اندازه شرکت و صنعت —— از دعوتنامه های ماموران اجرایی بوده با وجود ارقام دعوتنامه ماموران اجرایی و وجود اطلاعاتی از مثال و نمونه نهائی ، ما می توانیم درصد واکنش تقریباً بین ۵/۸۲ درصد با اندازه متفاوت و گروه بندی صنعت است . ستون متوسط ۶۸ درصد از کل شرکت که از تحقیقات به دست آمد که سالانه فروشی کمتر از ۱ میلیون در مقایسه با ۷۵ درصد از شرکت های واکسن دار دارند را نشان می دهد .

نمونه ای که ما در باقی این بخش بررسی کردیم شامل واکنش های از ۰۵۰ /۱ شرکت غیر مالی در ایالات متحده آمریکا ( ۵۷۹ ) ، اروپا ( ۱۹۲ ) و آسیا ( ۲۸۴ ) است چون بخش کلی تحقیق در تامین بودجه مالی شرکت بر اساس حساب های کلی است مقایسه در این جدول حاکی از اطلاعات تحقیقات ما در رابطه با شرکت ها در ایالات متحده است برای ایجاد مقایسه باشد اما توجه خود را به شرکت ها و بنگاههای اقتصادی غیر مالی محدود کردیم . واکنش ما شامل ۱۳۰ شرکت عمومی غیر مالی است . ما این شرکت ها را با ۹۷۹/۴ غیر مالی ، برای جمع آوری ارزش ، اطلاعات مقایسه ای ، روی دارایی های فروش ، سود و نگهداری پول در اواخر سال ۲۰۰۸ مقایسه کردیم .

جدول ۲ نشان می دهد که ۵۶ درصد از شرکت های عمومی غیر مالی در نمونه ما سالانه فروشی کمتر از ۱ میلیون دارند . این کاهش تا حدودی بالاتر ( ۶۹ ) برای نمونه های مقایسه ای است . شروط روی دانستن درجه بندی ، شرکت در نمونه ما درجه بندی بهتر تا بقیه دارد . ۷۳ درصد از شرکت های عمومی غیرمالی در بررسی ما درجه بندی سرمایه گذاری دارند در حالی برای نمونه حساب شده این کاهش ۴۸ درصد است . تفاوت ها مشخص اند با این حال وقتی کمی شرط روی وجود درجه بندی نداشته باشد . به طور خاص نوشته شده است ۹۶ از ۱۳۰ شرکت عمومی در مثال ما ( ۷۴ درصد ) درجه بندی ستون اعتبار در مقایسه با تنها ۳۳۳/۱ از ۴۹۷۹ دارد . علاوه بر این ۷۰ از ۱۳۰ شرکت عمومی ( ۵۴ درصد ) در مثال ما یک درجه بندی سرمایه گذاری در مقایسه با ۶۳۵ از ۴۹۷۹۰ شرکت دارد .

سود بخشی در ۲ نمونه به نظر بیشتر مقایسه ای است . تقریباً ۴ از ۵ شرکت در هر دو نمونه ما در مثال مالی قبل سود بخش بودند . به علاوه گرایش برای پرداخت سود سهام شبیه به ۲ نمونه مذکور است . ۴۷ درصد از شرکت ها در مطالعات ما سود سهام را پرداخت کرده اند در مقایسه با ۴۰ درصد از آنهایی که حساب دارند . نهایت نگهداری پول به ۲ نمونه بسیار شبیه است . بیشتر ارقام و آمار گزارش شده در جدول ۲ نشان می دهد که واکنش های تحقیقی تقریباً در مقایسه با آنهایی که در تحقیق قبلی تامین بودجه شرکت استفاده شده است با این حال ما عامل بالقوه برای انتخاب پذیری را در رابطه با درجه بندی بهتر یادداشت برداری کردیم . به ویژه درصد بیشتری از شرکت های عمومی در تحقیق ما درجه بندی با سرمایه گذاری دارند . این نشان می دهد که شرکت ها در نمونه ما می تواند کیفیتی بهتر از شرکت های ذکرشده داشته باشد .  بررسی و تحقیقات ما به اجازه می دهد تا سوال های مشخص در مورد طرح های مدیران شرکت و اجرای آن طرح ها در طول بحران داشته باشیم ما روی اینکه چگونه جواب آهای آنها مناسب با دوره های اقتصادی است بحث می کنیم به طور ویژه ما در مورد اینکه آیا و چگونه کاهش بودجه مالی بر روی وضعیت شرکت اثر می گذارند یا خیر تحقیقاتی انجام دادیم در یک زمان ما تاکید کردیم که نگرانی های پنهانی مربوط به مطالعات در حال حاضر برای جمع آوری اطلاعات وجود دارد درحالی که ما با کارشناسان در مورد سوالات و تصحیح کردن آنها مشورت کردیم . و هنوز هم این احتمال وجود دارد که برخی ازسوالات غیر قابل فهم باشد . و به علاوه اگر وقتی مطالعات را تفسیر می کنیم یک نیاز برای در نظر گرفتن اینکه شرکت کنندگان خرید و فروش الزاماً دلیلی را که آنها می خواهند به منظور ایجاد تصمیم های حد مطلوب اجرا کنند درک نمی کنند علاوه براین طرح و به جا بودن آن نتایجی برای تکرار شدن ( نیاز برای طراحی و اجرای یک ابزار مشابه در شرایط مشابه ) به دنبال دارد و نهایت مطالعات ما در یک نقطه و در یک زمان اجرا شد ما نمی توانیم مزایایی که بعضی اوقات در مطالعه های قبلی دارند اخراج کنیم .

 

۳- روشهای آمارگیری شرکت و طرز رویه آنها در طول بحران

ما بررسی و تحقیق خود با آزمودن طرح های شرکت برای طرح های ۲۰۰۹ که در اواسط بحران اعتبار ۲۰۰۸ بود آغاز کردیم ما علاقمندیم ارزیابی کنیم چگونه شرکت ها به عوامل بازدارنده در ستون اعتبار پاسخ می دهند و چگونه مشخصه هایی که معمولاً در رابطه با دستیابی به تامین بودجه داخلی است ممکن است واکنش های شرکت را ایجاد کند .

درماه دسامبر ۲۰۰۸ ما تغییرات کلی برای ۱۲ دی ماه ( مربوط به ۱۲ ماه قبلی ) را در مخارج تکنولوژی مخارج اصلی ، مخارج خرید و فروش ( شماری از کارمندان خانگی ) نگهداری پول نقد ، پرداخت های تقسیم شده را مورد بررسی قرار دادیم .

ناحیه گرافیکی A از شکل ۱ . واکنش های شیوه و روند شرکت را با ناحیه گرافیکی و اینکه شرکت قرار داده شده است نشان می دهد یک نتیجه برجسته در صفحه A این است که در سرتاسر دنیا ، شرکت ها کاهش های عمده ای در گوناگونی های متحد که ما آن ها را آزمایش کردیم دارند . برای مثال شرکت های اروپایی و آمریکایی برای کاهش مخارج تکنولوژی تا حدود ۱۰ درصد در طول ۲۰۰۹ طرح ریزی شده بود به علاوه در میان روند های که ما امتحان کردیم شرکت های آمریکایی انتظار کمترین کاهش را در مخارج اصلی داشتند همچنین به طور قابل توجه شرکت های اروپایی انتظار کاهش مشخصی را در نگهداری وجه نقد در سال آینده دارند در حالی که شرکت های آسیایی برای افزایش انتقال طرح ریزی شده اند . این نابرابری های منطقه ای نشان می دهد که ما نباید به طور غیر مشخص اطلاعات را از مناطق و ناحیه های مختلف وقتی اثری از بحران مالی را روی سیاست های شرکت بررسی می کنیم جمع آوری کنیم . بر طبق این ما هر ۳ ناحیه را جداگانه مطالعه و بررسی کردیم .

اندازه : ما شرکت ها را به دو گروه کوچک و بزرگ سود فروش تقسیم کردیم شرکت ها با مقدار فروش کلی تا کمتر از ۱ میلیون دسته بندی شد به عنوان کوچکترین و آنهایی که با فروش بیش از ۱ میلیون بودند به عنوان بزرگترین شناخته شدند . ۴۴۰ شرکت کوچک و ۱۳۴ شرکت بزرگ در ایالات متحده آمریکا وجود دارد کاربردهای مشابه برای استفاده شماری از کارگرها به عنوان یک نماینده برای اندازه استفاده می شود . برای مثال آزمایش ها شامل اندازه ، اختلاف های پلکانی را اگر ما آن دسته از شرکت ها را که با کمتر از ۵۰۰ کارگر به عنوان کوچکترین و آن دسته از شرکت ها را با بیش از ۵۰۰ کارگر را به عنوان بزرگترین در نظر بگیریم بدست آمد . صفحه B از شکل ۱ نشان می دهد که تفاوت بین شرکت های کوچک و بزرگ در جواب با بحران در ایالات متحده متوسط بودند . شرکت های بزرگ کسری بیشتری در مخارج تکنولوژی دارند در حالی که شرکت های کوچک در معرض کسری بیشتری از مخارج اصلی می باشد . شرکت های کوچک همچنین در معرض هزینه های بیشتر ، خرید و فروش کمتر و نگهداری پول بیشتر هستند در حالی که ارقام اشاره کننده نشان نمی دهد که آیا روند اختلاف در طول شرکت های بزرگ و کوچک از نظر مالی مشخص هستند یا خیر الگوهای مشابهی هم در اروپا و آسیا با این فرم نشان داده شده است

 

شکل مالکیت :

 ما ۳۴۲ شرکت خصوصی و ۱۳۰ شرکت عمومی داریم . همان طور که در صفحه C از شکل ۱ نشان داده شد طرح های شرکت عمومی برای ۲۰۰۹ قابل اجرا هستند و به طور متوسط کسری در مخارج تکنولوژی در مقایسه با شرکت خصوصی ( ۱۶ درصد برای عمومی در مقابل ۱۰ درصد برای خصوصی ) شرکت های خصوصی برای کاهش خرید و فروش و مخارج اصلی طرح ریزی شده اند . شرکت های خصوصی و عمومی به نظر می رسد برای تعقیب روندهای مالی مشابه  نگهداری وجه نقد و توزیعات تقسیم شده برای سال ۲۰۰۹ به کار می روند . الگوهای مشابه ای در طول شرکت های خصوصی و عمومی در اروپا و آسیا جایی که اکثریت شرکت ها خصوصی هستند وجود دارد .

 

درجه بندی اعتبار :

ما شرکت ها را به عنوان درجه پر خطر ( اوراق بهاداری که ریسک  خطر سرمایه گذاری آنها زیاد و میزان سود سرمایه گذاری نسبتاً بالاست ) و درجه سرمایه گذاری اگر درجه بندی ——- و استاندارد BB+  پاس و –BBB یا بالا باشد تقسیم می شوند . به عنوان نمونه ۲۶ شرکت با درجه بندی پر خطر و ۷۵ شرکت با درجه سرمایه گذاری در ایالات متحده وجود دارد . اختلاف بین روند شرکت های سرمایه گذاری و پر خطر مشخص تر از آن است که بر اساس اندازه یا شکل مالکیت باشد . شرکت های پر خطر برای کاهش های مشخصی در طول گروهای مخارج طرح ریزی می شود . این شرکت در چنین انتظار پول کمتر و کاهش بیشتر برای ۲۰۰۹ را دارند

 

عوامل بازدارنده از یک بررسی

اسنادی که از بررسی به دست آمد به ما اجازه داد تا شرکت ها را با توجه به اینکه آیا آنها نشان می دهند که از نظر مالی بازدارنده هستند یا خیر دسته بندی می کنیم . در این بخش ما این ۲ دسته از شرکت ها را توصیف کردیم .

 

۴ – شرکت های بازدارنده مالی مانند چه چیزی است ؟

در این بخش برخورد روش استاندارد ابتدایی برای جمع آوری اطلاعات آماری به کار می رود و استاندارد و معیار غیر مستقیم از قبیل اندازه و میزان سرمایه شکل مالکیت و درجه بندی بهتر برای مشخص کردن یک شرکت که از نظر مالی بازدارنده یا گسترده شده به کار می رود .

اسناد ما در تضاد مستقیماً می پرسد آیا عملکرد شرکت ها در دستیابی به خرید و فروش های معتبر تا حدودی تحت تاثیر قرار می گرفته می شود اصلاً تحت تاثیر قرار گرفته نمی شوند ، خیلی تحت تاثیر قرار گرفته می شوند یا خیر ؟ برای مطالعات و تحقیقاتی که در نیمه چهارم سال ۲۰۰۸ در ایالات متحده انجام گرفت ما ۲۴۴ جواب داریم که نشان می دهد که آنها با عوامل بازدارنده معتبر تحت تاثیر قرار نگرفته اند ، ۲۱۰ نشان داد که آنها تا حدودی تحت تاثیر قرار گرفته اند و ۱۱۵ نشان داد که آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند . ۴۰۱۱۰ شرکت های بازدارنده مشخص بر اساس مشاهدات استاندارد . جدول ۳ گزارش می کند که مشخصه های مربوط از شرکت های ایالات متحده که خود را به صورت غیر قابل تاثیر تا حدودی قابل تاثیر ، خیلی قابل تاثیر با هزینه یا موجودیتی از اعتبار خود را نشان می دهند . ما این جواب را به صورت غیر قابل تاثیر تا حدودی قابل تاثیر خیلی قابل تاثیر نشان دادیم . اولین جدایی براساس اندازه شرکت همان طور که به وسیله حجم فروش اندازه گیری شده است . جدول ۳ نشان می دهد که ۱۷۹ ( ۷۳ درصد ) از شرکت ها در دسته غیر قابل تاثیر هستند کوچک در حالیکه ۶۵ ( ۲۷ درصد ) هستند بزرگ . برای دسته و گروهی که تا حدودی تحت تاثیر قرار گرفته ، ۷۸ درصد ازشرکت ها کوچک ، ۲۲ درصد از شرکت ها بزرگ ، درحالی که برای گروه خیلی تحت تاثیر واقع شده ۸۲ درصد کوچک و ۱۸ درصد بزرگ این ارقام به درجه خیلی کوچکی از ارتباط بین اندازه و گرایش شرکت به نشان دادن خودشان به عنوان شرکت بازدارنده یا گسترده اشاره می کند . راه دیگر برای نگاه کردن به ارقام در ردیف ۱ توجه به درصدی از انواع بازدارنده توسط گروه و دسته بندی اندازه است . به ویژه برای شرکت های کوچک در نمونه ما کل ۴۳۶ ، ما دریافتیم که ۴۱ درصد از شرکت ها غیر قابل تاثیر ، ۳۷ درصد تا حدودی اثرپذیر و ۲۲ درصد خیلی قابل تاثیر هستند . برای شرکت های بزرگ ( ۱۳۳ شرکت ) ۴۹ درصد غیر قابل تاثیر ، ۳۵ درصد تا حدودی اثر پذیر و ۱۶ خیلی قابل تاثیر هستند . واقعاً هیچ رابطه ای بین نوع بازدارنده و شکل مالکیت در نمونه ما وجود ندارد . یادداشت برداری شده است که از ردیف ۲ که درمیان ۳۳۷ شرکت های خصوصی در مثال ، ۴۲ درصد غیرقابل تاثیر ، ۳۶ درصد تا حدودی اثر پذیر و ۲۲ درصد خیلی اثرپذیر هستند برای شرکت های عمومی تجزیه و تحلیل مشابه به دست آمد که ۴۷ و ۳۵ و۱۸ درصد به ترتیب بودند . همبستگی بیشتری بین درجه بندی ستون اعتبار و عوامل بازدارنده وجود دارد برای مثال ردیف ۳ نشان می دهد که ۴۶ درصد از شرکت های پر خطر خیلی تحت تاثیر واقع شده و در حالی که تنها ۱۳ درصد از شرکت هایی که درجه بندی سرمایه ای دارند در این گروه بازدارنده قرار دارند . ماموران اصلی اجرائی موقعیت مالی و جنبه های اقتصادی از بنگاههای اقتصادی خود را ارزیابی می کنند به طور ویژه ما از آنها خواستیم که آیا واکنش شرکت ها سود و مزیت مثبت را در طول سال ۲۰۰۸ درک می کنند یا خیر ؟ همچنین ما تحقیق کردیم که آیا آنها پرداخت های خود را تقسیم کرده اند یا خیر ؟ نهایت ، ما از ماموران اجرایی خواستیم جنبه های رشد بلند مدت از شرکت و بنگاههای اقتصادی آنها را روی میزان و معیار ۱ تا ۱۰ تعیین کنند برای آسان کردن آزمایشات ما ، ما واکنش های آنها را متکی بر این بود که آیا ماموران اجرایی به ۶ جواب و بالاتر از آن ۵ و پایین تر از آن پاسخ می دهند یا خیر به ۲ بخش تقسیم کردیم .

ردیف ۴ از جدول ۳ نشان می دهد که ۱۸ درصد از شرکت ها و بنگاههای سودبخش در مقایسه با ۳۴ درصد شرکت ها و بنگاههای اقتصادی غیر سودبخش خیلی تحت تاثیر واقع شده اند .  شرکت ها  و بنگاههای  نمونه ، پرداخت های تقسیم شده صرف نظر از موقعیت عوامل بازدارنده خود دارند نهایت در حالیکه بیشتر ماموران اجرایی انتظار پیشنهادی رشد مثبت را دارند . برخی گسترده های بخش بخش درون تحت تاثیر قرار نگرفته اند جنبه های رشد مثبت دارند ۶۵ در مقایسه با ۶۷ درصد از شرکت های که خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند در یک زمان ، ۱۸ درصد از شرکت های با جنبه های مثبت در مقایسه با ۲۸ درصد از شرکت های با جنبه های رشد کمتر خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند .

 

چه نوع اختلافی از ستون اعتبار با شرکت های بازدارنده مواجه است ؟

ما از ماموران اجرایی خواستیم تا ۱ نوعی از اختلاف هایی را که آنها وقتی تلاش می کنند تامین مالی خود را در طول بحران بالا ببرند ایجاد کنند به طور خاص ما از ماموران اجرایی خواستیم که نشان دهند که دارای عوامل بازدارنده مالی مورد آزمایش ، شرکت هایی تا حدودی تحت تاثیر واقع شده و خیلی تحت تاثیر قرار گرفته هستند و در زمینه اینکه آیا آنها ۱- در عوامل بازدارنده و تعیین آنها ( موجودیت ستون اعتبار محدود شده ) ۲ – قیمت هایی بالاتر از مخارج داخلی ۳- مشکلات در تجدید ستون اعتبار با بانکها تجربه دارند یا خیر آزمایشاتی انجام شد . فهم دقیق مشکلاتی که ماموران اجرایی با آن روبه رو می شوند وقتی است که آنها برای بالا بردن مخارج داخلی خود تلاش می کنند این اطلاعات در منابع استاندارد یافت نمی شود . جدول ۴ نشان می دهد که ۸۱ درصد از شرکت های خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند می گویند که آنها برای دستیابی به ستون اعتبار کمتر تجربه دارند ( که ما آنها را با عوامل بازدارنده کمیتی نشان می دهیم ) ۵۹ درصد از آنها می گویند که برای قیمتی از مخارج بیشتر تجربه دیده اند ( عوامل بازدارنده قیمتی ) ۵۵ درصد از آنها می گویند در مشکلات دستیابی به ستون اعتبار تجربه دارند ( دستیابی LC ) برای شرکت هایی که تا حدودی تحت تاثیر قرار گرفته اند تنها  ۵۰ درصد از عوامل بازدارنده کمیتی ، ۴۰ درصد از عوامل بازدارنده قیمتی ، ۲۰ درصد از مشکلات با ستون اعتبار وجود دارد . ما این ارقام را به عنوان یک نشانه ای که بیان ماموران اجرایی را که شرکت آنها از نظر مالی محدود است تفسیر کردیم و در واقع عمل آنها انعکاس و بازتابی از سوی آنها از نظر مالی محدود است تقسیر کردیم و در واقع عمل آنها انعکاس و بازتابی از سوی آنها و تجزیه محسوس آنها که مربوط به مشکلات در بالا بردن مخارج در خرید و فروش ستون اعتبار است می باشد .

به طور ویژه نتایج در جدول ۴ به توصیف بهتر آنچه ماموران اجرایی می گویند که شرکت های آنها از نظر مالی محدود شده است می باشد . در سرتاسر این بخش ما آزمایش های تکمیلی خود را بر اساس این دسته بندی از عوامل بازدارنده و نتایج مربوط گزارش شده انجام می دهیم .

عوامل بازدارنده مالی و سیاست های شرکت در طول بحران مالی

برای اینکه نشان دهیم چگونه مقیاس بررسی از عوامل بازدارنده مربوط به سیاست شرکت در طول بحران است ما اشکال و گراف هایی را در شکل ل و شرایط روی اینکه آیا شرکت ها محدود یا گسترده هستند تکرار کردیم . ما شرکت هایی که تحت تاثیر هیچ عاملی قرار نگرفته اند و شرکت هایی را که تا حدودی تحت تاثیر قرار گرفته اند را به عنوان شرکت های گسترده در حالی که شرکت های را که خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند را به عنوان شرکت های بازدارنده محدود در نظر می گیرند . ارقام و شمار در شکل ۲ به ما اجازه می دهد تا آزمون های مقایسه ای را که سیاست و روندهای متوسطی از شرکت های بازدارنده و گسترده را مقایسه می کند انجام دهیم . این آزمایش ها شرکت هایی را که ما به عنوان شرکت بازدارنده برای قرار داد بستن در وضعیت های مشخص درنظر گرفتیم تعیین می کند . درحالی که طرح شرکت های گسترده کاهش و کسری بودجه خیلی کمتری دارد . برای نشان دادن این تضاد ، ما نشان دادیم که شرکت هایی که از نظر مالی بازدارنده اند مخارج اصلی خود را تا حدود ۹ درصد در سال ۲۰۰۹ کاهش می دهند . شرکت های گسترده در تضاد برای حفظ نسبت های مخارج اصلی تقریباً ثابت اند . شرکت های بازدارنده برای کاهش و کسری بودجه ۹/۱۰ درصد از کارمندان خود را در ۲۰۰۹ می باشد .این تفاوت ها بازدارنده و گسترده به طور قابل توجه در طول بحران افزایش می یابد . به طور ویژه ستون سوم از حدود ۵ نشان می دهد که تفاوت ها در تکنولوژی دانش فنی برنامه ریزی شده بین شرکت ها و بنگاههای اقتصادی بازدارنده و گسترده در سال ۲۰۰۸ کاهش می یابد . به علاوه کاهش نهائی در پرداخت ها ( هزینه های خرید و فروش در شرکت ها و بنگاههای اقتصادی بازدارنده و اقتصادی گسترده برابر است تفاوت —- ( با مصرف بیش از درآمد ) و از بین رفتن سرمایه مشتریان مورد انتظار تقریباً ۳ برابر بیشتر از آن است که در بحران است حدود ۹ درصد ) این مقایسه ها نشان می دهد که بحران تفاوت های مستند وی را در خط مشی های شرکت از بنگاههای اقتصادی بازدارنده و گسترده نشان می دهد

ارزیابی های Abadie imben به هماهنگی های دقیق برای بنگاههای اقتصادی بازدارنده و گسترده در هر دسته ای از کنترل تنوع ها ، طبقه بندی صنعت ، و گروه های شرکت ها  وبنگاههای اقتصادی کوچک و بزرگ ، خصوصی یا عمومی ، میزان سرمایه گذاری نیاز دارد . اندازه محدود شده نسبی از اطلاعات ما برای دوره های مختلفی تشکیل شده است یک راه برای بررسی مسئله ای از ابعاد شناسی در این تنظیم استفاده از گرایش به برابری درجات است ما ارزیابی های پیشنهاد شده را به وسیله Dehejia و Wuhba درسال ۲۰۰۲ که مشخصه های معینی ( اندازه – مالکیت – درجه بندی و صنعت ) را به عنوان قدرت تولید در تعیین اینکه آیا پسروی آماری شرکت از نظر مالی جزء عوامل بازدارنده است یا خیر را اجرا می کنیم . زمانی که شرکت ها و بنگاه های اقتصادی در این گرایش طرح بندی می شود برای هر شرکت و بنگاه اقتصادی روش ها نزدیکترین هماهنگی گسترده را دارند . بعد از قسمت بندی بردار مقیاس به سمت مواد اولیه کنترل می شود که آیا شرکت های بازدارنده و گسترده در هر قسمت مقیاسی متوسط برابر دارد یا خیر ؟ فرایند با یک دوبار موازنه کردن ذره ها یا نمونه انتخابی جدید آغاز می شود فرایند همچنین اطمینان می دهد که شرکت ها در دسته های گرایشی مشابه که متغیرهای مشابهی در تخمین و ارزیاب آماری می باشند .

سوال ۲ و ۴ از جدول نتایجی در رابطه با ارزیاب هماهنگ متنوع گزارش می دهد مقیاس ارزیاب نشان می دهد که مقیاس خود گزارشی از عوامل بازدارنده مالی تفاوت های بخش بخشی در طرح مالی و مالی برای ۲۰۰۹ است .

 

هماهنگی پالاینده در طی بحران

ما نشان دادیم که شرکت ها و بنگاههای اقتصادی بازدرنده گسترده در جدول ۵ تنها شروطی روی اندازه شرکت و بنگاه اقتصادی ، شکل مالکیت و کیفیت ستون اعتبار هستند ما این عمل را به خاطر اطلاعاتی روی این مشخصه ها و ویژگی ها برای همسر از ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ انجام دادیم که به ما اجازه می دهد اهمیتی از عوامل بازدارنده را در زمان طولانی ارزیابی کنیم ( اگر نمونه ی از بحران مالی را ارزیابی می کند ) مطالعات ۲۰۰۸ اطلاعات اضافی را روی اشیا قابل مشاهد از قبیل ، سودمندی وضعیت تقسیم شده و سرمایه ماموران اجرایی از پیشنهاد رشد بلند مدت شرکت جمع آوری می کند . با استفاده از این اطلاعات ما آزمایش های جدول ۵ را مطابق با اندازه ، مالکیت ، درجه بندی ستون اعتبار ، سودمندی ، وضعیت پرداخت تقسیم شده پیشنهادی رشد پرداخت وضعیت . انجام دادیم . اگرچه هنوز آزمایش ها انجام نشده اند این آزمایش برای کنترل و چاره کردن نگرانی در مورد اثرات دیگر به کار می رود تخمین ها و ارزیابی های جدید در جدول ۶ گزارش شده است برخی از این ارزیابی ها به طور جزئی اهمیت اقتصادی حقوقی تررا برای تفاوت ها در نتایجی در شرکت های بازدارنده و گسترده نشان می دهد ( کاهش های مورد انتظار بیشتر برای خرید و فروش و مخارج تکنولوژی برای شرکت های بازدارنده ) در حالی که اگر روندهای تمایزی به طور جزئی ضعیف تر است ( مخارج اصلی و استخدام ) نتیجه این که حتی بعد از کنترل برای سودمندی و برای تقاضای سرمایه گذاری بلند مدت ، ما هنوز دریافتیم که مشکلات شرکت در بدست آوردن ستون اعتبار یک کلید تعیین کننده از ساختن روندهای متمایز در طول بحران مالی است .

 

۴٫۵ – مقایسه با نمایندگان استاندارد برای عوامل بازدارنده مالی

برای ارزیابی اجرای نسبی از مقیاس بررسی ، ما آزمون های جدول ۵ را با استفاده از مقیاس های استاندارد عوامل بازدارنده ، اندازه ، مالکیت ، و درجه بندی همانند روندهای مذکور تکرار کردیم .برای هریک از این مقیاس های استاندارد ما ۲ مقیاس بررسی از عوامل بازدارنده را تطابق داده و کنترل کردیم که آیا ما می توانیم تفاوت های عمده و در طول شرکت های بازدارنده و گسترده را درک کنیم یا خیر ؟ ما این تعجیل ها را برای ارزیاب و تخمین کننده های Abadie-imben محدود کردیم . برای هریک از مقیاس های متنوع استاندارد از عوامل بازدارنده مالی جدول ۷ آزمایش ها و بررسی هایی را برای دوره ابتدایی بحران نشان می دهد
( ستون ۱ ) و برای دوره بحران ( ستون ۴ ) برای دوره پیش از بحران ، اندازه اغلب نشانه اشتباه ( مثبت ) را برای اثر گذاری عوامل بازدارنده مالی مشخص می کند . نتایج برای مالکیت از عدد ۰ غیر قابل مشخص است . نماینده درجه بندی سند معتبر و ستون اعتبار گاهی اوقات رابطه مخفی بین روند و شیوه شرکت و عوامل بازدارنده مالی را نشان می دهد اما با قابلیت اعتبار آماری کمتر ،  تخمین ها برای دوره بحران اغلب پر سر و صدا و ذاتی است . ما دریافتیم برای مثال که افزایش پرداخت های تقسیم شده شرکت در طول بحران مخارج اصلی شرکت خصوصی بوسیله بحران را کمتر تحت تاثیر قرار می دهد و مخارج سرمایه گذاری و تکنولوژی شرکت و اصلی و پس انداز پول نقد بهتر می کند .

 

۵- مدیریت بر قدرت نقدینگی در بحران مالی

بخش قبلی اندازه گیری بررسی ما را از عوامل بازدارنده مالی برای یکی شدن طرح های مخارجی در طول بحران مالی نشان می دهد در این بخش ما چگونگی مدیریت بر اندوخته های نقدی شرکت ها و بنگاه های اقتصادی و ستون های اعتبار بانک برای حداقل رساندن اثری از بحران روی عملکرد و تجاری آنها مورد بررسی قرار دادیم . همچنین ما اطلاعات بدست آمده از تعداد زیاد کشورها را مورد بررسی قرار دادیم اما اغلب بیان ما را که ما نشانه ای روی اطلاعات ایالات متحده آمریکا داریم را بهتر می رساند . ما فقط بررسی ماه دسامبر ۲۰۰۸ را برای این بخش به علت اینکه بررسی های پیش اطلاعات پر جزئیاتری در مورد نحوه مدیریت بر نقدینگی یا موقعیت سرمایه گذاری دارد مورد آزمایش و بررسی قرار دادیم .

 

مدیریت نقدی ( بر پول نقد )

تحقیق قبلی نشان داد که شرکت ها و بنگاههای اقتصادی پول نقد خود را به عنوان راهی برای بررسی میزان اعتبار به کار می برند . ابتدا ما بررسی می کنیم که شرکت های با وجه نقد چه اندازه مدرک سند روی میزان تعادل آنها وقتی این بررسی در ماه دسامبر ۲۰۰۸ انجام شد دارد و چه اندازه آنها در سال قبل داشته اند ما میزان متوسط و دست شرطی وجه نقد به مال و سرمایه کلی را روی مقیاسی از عوامل بازدارنده مالی که شرحی از نگهداری وجه نقد از شرکت ها را در ایالات متحده آمریکا ، آسیا و اروپا است را نشان می دهد محاسبه کردیم .

میزان گسترده ای از گستردگی در سطوحی از نگهداری وجه نقد از شرکت ها در کشورهای مختلف وجود دارد . اولین صفحه از شکل ۳ اطلاعات ایالات متحده را نشان می دهد بر طبق بررسی ما نگهداری وجه نقد از شرکت های بازدارنده و گسترده در ایالات متحده بودندکه به شدت شبیه یک سال پیش برای بحران مالی بود . بحران ۲۰۰۸ هیچ اثری روی شرکت های بازدارنده و سطوح وجه نقد آنها نداشت اما شرکت های بازدارنده از طریق یک اختلاف معتبر از دفاتر وجه نقد خودشان تا آخر سال ۲۰۰۸ سرمایه خود را از دست می دهند . ذخایر وجه نقد در شرکت های بازدارنده تا  و از حدود ۱۵ درصد به حدود ۱۲ درصد سرمایه نزول می کند به عبارت دیگر تفاوت های مشخص بین ۲ گروه شرکت در رابطه با تغییرات در وجه نقد وجود دارد .

برای اندازه گیری ویژگی های آماری ما تفاوت در تغییرات متوسط در نگهداری وجه نقد را در طول شرکت های بازدارنده و گسترده محاسبه می کنیم . این تفاوت به طور گسترده از نظر آماری مشخص است . چون نگهداری وجه نقد از شرکتهای بازدارنده دائمی است یافته های ما نشان می دهد شرکت های بازدارنده مالی مجبور هستند که ذخایر وجه نقدی خود را برای غلبه بر بحران مالی کاهش دهند . به ویژه اینکه یک کاهش مشخصی در سطوح وجه در این شرکت های بازدارنده در سال قبل ( ۳۳ درصد از کل سرمایه ) وجود دارد این مقدار وقتی با نتایج قبلی که شرکت های بازدارنده در معرض از دست دادن سرمایه خود از طریق ۱۵ درصد دیگر نگهداری وجه نقد ( دارایی ) در سال ۲۰۰۹ است شگفت انگیز می شود . یک نتیجه ای که ما بررسی کردیم این بود که آیا مقیاس بررسی از عوامل بازدارنده رابطه ای مشخص با سیاست های شرکت که به وسیله مقیاس های عوامل بازدارنده استاندارد نتیجه شد دارد یا خیر ؟ اطلاعات ما به ما اجازه می دهد تا این ایده را برای هر ۲ اوج بحران دوره ای از ۲۰۰۸ و همچنین برای  بررسی به ما اجازه می دهد تا صفحه چرخشی که شامل سیاست و اطلاعات گرافیکی برای صدها شرکت در هریک از ۴ زمان است را ایجاد کنیم a32007 و ———- کل مشاهدات ۲۲۶/۲ این اطلاعات به علت اینکه آنها سقوط Lehman را مقدم می دارند قابل توجه هستند ( که در پایان سال ۲۰۰۸ رخ داد ) برای آسانی این وضعیت ما این دوره را با نام دوره پیش از بحران برچسب زدیم ما ۲ تخمین کننده هماهنگ را برای ایجاد مقایسه در طول زمان به کار گرفتیم .

گستردگی ما عمیقاً به طور گروهی و به خوبی مطابق با روند Abade وimben در سال ۲۰۰۲ است چون هر شرکت و بنگاه اقتصادی به عنوان عوامل بازدارنده مالی شناخته شده است مادریافتیم که یک هماهنگی گسترده در گروه اندازه یکسان ۱ گروه مالکیت مشابه و گروه درجه بندی ستون اعتبار مشابه وجود دارد . ما همچنین نیاز داریم که شرکت و بنگاه اقتصادی هماهنگ در صنعت مشابه است این روند تفاوت هایی را در سیاست های شرکت ( نتایج ) برای شرکت های بازدارنده نسبت به آنهایی که گسترده هستند تخمین می زند و شروطی روی هماهنگی هریک و همه مشخصه های ذکر شده دارد .به طور گسترده به جای مقایسه تفاوت متوسط در نتایج روندها در همه عوامل بازنده و همه شرکت های گسترده ما حالا تفاوت هایی را در نتایج متوسطی ازشرکت هایی که کاملاً مستنی برای ابعاد بزرگتر از شرکت های بازدارنده مالی که توسط ماموران اجرایی گزارش شد مقایسه کنیم این عمل یک ارزیابی از اثرات مشخص از عوامل بازدارنده روی سیاست های شرکت است .

جدول ۵ نشان می دهد که چگونه مقیاس بررسی در اندازه گیری اثرات عوامل بازدارنده مالی روی سیاست های شرکت بیش از بحران دور طی بحران ۲۰۰۸ به کار می رفته است . حالا ما روی ستون های ۱ و ۳ که نتایجی از تخمین کننده های Abadie و imben را در دوره های بیش از بحران و بحران نشان می دهد تمرکز می کند . شماری از الگوهای اول حتی برای دوره های بیش از بحران گفته می شود بررسی ما از عوامل بازدارنده مالی تفاوت های مشخصی را در نتایج رویه ای برای شرکت های بازدارنده و گسترده نشان می دهد . ستون ۱ نشان می دهد که شرکت هایی که خودشان را به عنوان کسانی که از نظر مالی بازدارنده برای سرمایه کمتر برای تکنولوژی معرفی کرده اند  ( تفاوت متوسط ۵ درصد برای هر سال ) سرمایه کمتر در مخارج اصلی ( ۸ درصد ) کاهش خرید و فروش و مخارج آن ۶- درصد و کاهش استعمال تابش از ۶ درصد و نگهداری پول نقد کمتر ( ۳- درصد ) و پرداخت کمتر ) ۸- درصد کاملاً مشخص اند این ارقام از نظر اقتصادی و آماری مشخص اند .

برای اندازه گیری ویژگی های آماری ، ما تفاوت در تغییرات متوسط در سهام و دارائی پول نقد در شرکت و بنگاه های اقتصادی بازدارنده و گسترده محاسبه کردیم . این تفاوت عمدتاً از نظر آماری مشخص است چون سهام و دارائی شرکت های بازدارنده دائمی است و بررسی ما نشان می دهد که شرکت ها و بنگاه های اقتصادی بازدارنده از نظر مالی مجبور است ذخایر مالی خود را با بحران مالی تطبیق دهد به ویژه اینکه یک کاهش مشخصی در سطوح پول نقد در میان بنگاههای بازدارنده از نظر مالی در سال قبل وجود دارد این اهمیت وقتی با نتایج قبلی ما ترکیب می شود نشان می دهد که شرکت های بازدارنده انتظار دارد از طریق ۱۵ درصد دیگر پول نقد و سهام دارائی در سال ۲۰۰۹ مشتری پول سهام خود را از دست بدهد .یک نگرانی که وجود دارد این است که آیا شرکت های بازدارنده خیلی ضعیف تر در نیمه دوم سال ۲۰۰۸ عمل کرده اند یا خیر و آن اجرای ضعیف آیا برای دستیابی به ستون اعتبار که ممکن است موجودی کالا سهام و سرمایه نقدی کمتری داشته باشد مشکلی ایجاد می کند یا خیر ؟ این نگرانی به موضوع ناهمگنی که ما در بخش ۴ در رابطه با استفاده از ارزیاب هماهنگ به کار بردیم شبیه است ما این جا تخمین کننده ها و ارزیاب های مشابه را به کار می بریم و دریافتیم که این اختلافات برای کنترل جریان وجوه نقد غیر حساس است Abadie و imben در سال ۲۰۰۲ ۲ تخمین کننده نشان دادند که نگهداری وجه نقد از شرکت های بازدارنده میزانی برابر با ۸/۲ درصد کمتر از شرکت های گسترده در طول بحران است .

 

۲٫۵  - مدیریت بر ستون هایی از اعتبار

ما همچنین چگونگی مدیریت شرکت ها بر ستون هایی از اعتبار بانک های خود را مورد بررسی قرار دادیم مدیر عاملان اجرایی شرکت ها ستون های موجود از اعتبار را در زمان بررسی در طول بحران او همچنین یک سال پیش گزارش دادند . همان طور که در صفحه A در شکل ۴ نشان داده شده است شرکت های بازدارنده us به طور متوسط نسبت بیشتری LC به مال و سرمایه تا شرکت های گسترده دارند . علی رغم تفاوت ها در سطوحی از LC به سرمایه ها در طول دسته بندی های مختلف شرکت ها تعمیرات مشخصی را در میزانی از درک آنها از LC در سال نشان نمی دهند .این تفاوت ها در آزمون های مقایسه ای رسمی مورد تایید است ما دریافتیم که به طور کلی الگوهای مشابه ای در اروپا ( صفحه B ) آسیا ( صفحه C ) به استثنای شرکت های بازدارنده در اروپا که اندازه ای از LC را در طول بحران بالا می برد وجود دارد . برای درک انگیزه های آنان ما سهمی از واکنش دارها را که به دلیل زیر به برداشت پول از یک وام بانکی به مدیریت نیازهای قدرت نقدینگی فوری به سرمایه گذاری بر عملکرد علای وردازنه به ایجاد وجه نقد برای آینده برای احتیاط برای به دست آوردن وجه نقد در محدودیت های بانک و دستیابی LC در آینده اشاره می کند محاسبه می کنیم واکنش دارها مجاز به کنترل همه انتخاب هایی که به کار می بریم هستند برای اینکه بتواند هر گروه که ما به صورت خرید استفاده کردیم کنترل کنند میزان کنترل نشده ۰=۰ و میزان کنترل شده ۰=۱ اول ۲ انتخاب رابطه بین شرکت ها که استفاده منظم از LC و تسهیلات آن می کنند و عملکردهای تجاری را درست به کار می برند را نشان می دهد در حالیکه دو گروه آخر جنبه های استراتژی از مدیریت ها را در رابطه بین شرکت ها و بانک های آنها را نشان می دهد جدول ۸ آزمون های مقایسه ای استاندارد در رابطه با OLS برای ایالات متحده آمریکا نشان می دهد . اطلاعات برای کمک به تثبیت این توجهات دلایل استراتژی و تجاری مربوط به آن و تعیین روابط مشترک از مدیریت ستون های اعتبار به کار می رود . نتایج در جدول تفاوت های مشخصی را در شروط وارد بر مدیریت LC روی عوامل بازدارنده مالی را نشان می دهد شرکت های محدود شده بیشتر بر روی نقدینگی و ذخیره اصول و دارائی روزانه متکی است . بنگاههای اقتصادی بازدارنده همچنین گرایش آنها را از حساب های LC به عنوان راهی برای ایجاد سهام منع می کند و به خاطر همین در مورد دسترسی آینده به LCS نگران است . به ویژه یک بخش مهم از بنگاههای اقتصادی ( ۱۷ درصد ) درآمدهای رد شده در طول بحران به خاطر نگرانی هایی که بانک ها در مورد محدود کردن دسترسی آنها به تسهیلات LC در آینده نزدیک داشته اند است . یافته های بعدی مطابق با اثر اخیر Lrashina   Scharfsten در سال ۲۰۰۹ است تجزیه و تحلیل های ما بینش جدیدی را به یافته های نویسندگان دیگر که این وضع را به وام گیرندگان مالی محدود  متصل می کند است .

ما به گونه ای دیگر تعیین می کنیم که آیا شرکت ها در سرتاسر جهان lcs آنها در همه راهها مطابق با افراد آمریکایی است یا خیر ؟ ما الگوهای خیلی مشابهی را نیز در داخل یافتیم . شرکت ها در سرتاسر دنیا به LCS برای نقدینگی خودی آنها و اموال و دارائی آنها متکی است به طرز جالبی ما متوجه شدیم که مدیریت ستون هایی از اعتبار با پس اندازهای پیشگیرانه ساختمان در شرکت آسیایی بازدارنده است در حالی که شرکت های اروپایی بازدارنده این طور نیست با توجه به موضوع وضع استراتژی LCS ما در یافتیم که در ایالات متحده آمریکا شرکت های آسیایی و اروپایی بازدارنده از ترس اینکه بانک های آنها دسترسی به ستون های اعتبار را در آینده محدود می کند ذخیره و سرمایه گذاری می کنند .

نهایت ما از مدیران پرسیدیم که آیا آنها داوطلبانه استفاده شان را از ستون های اعتبار محدود می کنند یا خیر .

 

۶ – مخارج سرمایه گذاری در طول بحران مالی

محققان  سیاستمداران اقتصادی به طور کلی به عیوب بازاریابی اعتبار و مفهوم واقعی آن علاقمند هستند به عبارت دیگر آنها در مورد اینکه آیا اختلاف خرید و فروش ممکن است اثراث مخالفی روی سرمایه گذاری شرکت درآمد ، اشتغال ، مخارج تکنولوژی و افزایش دارائی و کسب سود داشته است یا خیر نگران هستند . تنظیم بررسی و مطالعات به ما اجازه می دهد که در مورد چگونگی مدیریت شرکت و واکنش به خرید و فروش بازدارنده اصلی در رابطه با چگونگی سرمایه گذاری تفکر کنیم .

۶٫۱ – دسترسی به سرمایه گذاری و پرداخت هزینه داخلی

یک ستون معتبر از تحقیق آزمایش می کند که آیا دسترسی عوامل بازدارنده به اثرات پرداختنی مالی سبب بهینه سازی تصمیمات سرمایه گذاری شرکت می شود یا خیر .در حالی که بیشتر محققان معتقدند که عیوب بازاریابی اصلی می تواند سرمایه شرکت را از بین ببرد و در مورد نوعی از مدارک استفاده از شده برای حمایت بحث همواره وجود دارد . بیشتر این تحقیقات بر اساس صورت وضعیت بایگانی شده و اطلاعات مربوط برای عموم است . بنگاههای اقتصادی و اقتصادسنجی فوراً تخمین می زند که آیا مدیران شرکت تصمیماتی اتخاذ می کنند که مشکلات مربوط به بالا رفتن سرمایه های داخلی را منعکس کنند یا خیر ؟ در تضاد ما قادریم بررسی کنیم که آیا خرید و فروش اصلی بر روی سرمایه گذاری که مستقیماً از تصمیم گیری های شرکت بدست می آید تاثیر می گذارد یا خیر ؟ ما این کار را از طریق سوالات تحقیقی انجام می دهیم .

اول ما از CFO خواستیم که درجه ای را که دسترسی بنگاههای اقتصادی را به محدودیت های مالی داخلی و توانای آنها برای سرمایه گذاری طرح های سرمایه گذاری مشخص می کند را تعیین کنیم . بینش های اضافی روی اثری از ستونهای اعتبار به دست آمده است ما بین مشکلات در دسترسی سرمایه های داخلی وقتی خرید و فروش اعتبار با بحران مواجه است تفاوت قائل می شویم .

اثرات نشان داده شده روی امور مالی داخلی روی مخارج سرمایه گذاری بیان می کند که مدیران مجازند هر ۴ واکنش را کنترل کنند وقتی هیچ اثری وجود ندارد وقتی اثر کمی وجود دارد . وقتی اثر متوسط و وقتی بیشترین اثر است ما این واکنش ها را به صورت زیر نشان می دهیم .

وقتی اثری وجود ندارد و کم است = ۰

اثر متوسط و بیشترین اثر = ۱

ما به طور متوسط این واکنش ها را در شرکت ها به کار می بریم .

 

روابط بین قدرت نقدینگی داخلی و سرمایه گذاری

محققان این سوال را با نگاه کردن به همبستگی های ابتدایی بین جریان های نقدی و سرمایه گذاری و گزارش های متعدد آزمایش می کنند . بر طبق روش های آزمایشی استاندارد ، ارزیابی محققان نئوکلاسیک ، نیازهای مالی شرکت ها ، عوامل بازدارنده تقاضای سرمایه گذاری و مخارج رشد را بین افراد دیگر تخمین می زند روش ما متفاوت است . ما از فرضیه مقدم که همه ماموران اجرایی نمونه سرمایه گذاری سخت به آسان را دارند استفاده کرده و مستقیماً می خواهیم که مدیران از منابع داخلی شرکت ها برای مخارج سرمایه گذاری سودمند وقتی دسترسی به ستون اعتبار داخلی محدود شده است استفاده می کند . ما نسبتی از واکنش ها را هریک جواب های دنباله رو برای سوال های ما در مورد ارزیابی پروژه های سودآور تحت عوامل بازدارنده معتبر را محاسبه کردیم . سرمایه گذاری که توسط جراین های وجوه نقدی بررسی می شود . سرمایه گذاری توسط نگهداری پول نقد حساب می شود و سرمایه گذاری با دیگر منابع حساب می شود .صفحه A نشان می دهد که جواب های زمان های عادی است ارقام و آمار نشان می دهد که اندازه کم و تنوع مالکیت کمتری برای اینکه چگونه شرکت ها به طور عادی دسیتامی خودشان را به خرید و فروش های اصلی مرتبط و توانایی خودشان را برای سرمایه گذاری نشان می دهند وجود دارد . حدود ۱ تا ۴ شرکت کوچک و بزرگ خصوصی  و عمومی بیان می دارد که در زمان های عادی دستیابی آنها به خرید و فروش های اصلی توانایی آنها را برای تعقیب پروژه های سودمند تحت تاثیر قرار می دهد . این عوامل وقتی درجه بندی معتبر و ستون اعتبار در نظر گرفته می گیرند ( ردیف ۳ ) متفاوت است به طور خاص ما مشاهده کردیم که شرکت های پر خطر و شرکت هایی که از نظر مالی بازدارنده هستند گرایش قابل توجهی بیشتری را به ارتباط موجودیت از تامین بودجه و پرداخت داخلی برای توانایی تعقیب پروژه های عمده دارد .

صفحه B نشان می دهد درجه بندی هایی را که عوامل بازدارنده ستون معتبر باید تعقیب کند سرمایه گذاری های عمده در طول بحران ستون اعتبار است . بیشتر شرکت ها در سرتاسر تفاوت هایی را در سرمایه گذاری سود بخش در طول بحران گزارش کردند اما همان طور که در صفحه A است یک گستردگی و تنوع محدود شده ای در شروط روی اندازه و دسته بندی مالکیت ها دارد در تضاد ، درجه بندی ستون اعتبار به ویژه مقیاس مستقیم از عوامل بازدارنده مالی مشخص هستند ما دریافتیم که شرکت ها و بنگاههای پر خطر و شرکت هایی از نظر مالی بازدارنده گزارش کردند که گزارش بیشتری برای ارتباط موجودیت از پرداخت داخلی برای توانایی تعقیب پروژه های عمده وجود دارد در واقع ۸۶  درصد از شرکت های بازدارنده مالی نشان می دهد که توانایی آنها برای سرمایه گذاری در پروژه های NPV مثلب در دوره اخیر است . این نشانه ها افزایش مخشصی را از ۴۶ درصد گزارش شده در زمان های عادی که نشان می دهد که شرکت هایی که ما آنها را از نظر مالی بازدارنده هستند وام گیران حاشیه ای از اقتصاد هستند آنهایی که از معتبر درونی در تامین ستون اعتبار در عذاب اند . اختلافات ما به وسیله آزمون های اضافی براساس اطلاعات آسیا و اروپایی حمایت می شود . یافته های ما نشان می دهد که بحران درجه ای که شرکت موجودیتی از سرمایه ها را با توانایی تعقیب مخارج عمده بر می انگیزد . به علت بحران مالی شکل ۵نشان می دهد که شرکت ها و بنگاههای اقتصادی در سراسر احتمالاً برای استفاده از منابع داخلی سرمایه گذاری برای سرمایه گذارای خودشان وقتی دسترسی به بازارهای خرید و فروش اصلی داخلی محدود می شود به کار می رود . حمایت ها و توجهات به صورت منفی بر ستون اعتبار وارد می شود و شرکت ها منابع داخلی خود را هر دو درآمد اجرائی و ذخایر وجوه نقدی خود را به عنوان راهی برای پس انداز کردن سرمایه های آینده خود در نظر می گیرند . به علاوه شرکت ها در سراسر نشان می دهند که آنها احتمالاً طرح های سرمایه گذاری خود را یا به تعویق می اندازند یا کنسل می کنند برخی تفاوت های بخش به بخش درشکل ۵ نشان داده شده است برای مثال شرکت های بازدارنده با درجه بندی معین سرمایه گذاری عمومی و عمده ایالات متحده نشان می دهدکه آنها به طور نسبی احتمالاً بر ذخایر وجوه نقدی برای سرمایه گذاری دارائی های آینده متکی هستند این در رابطه با یافته های قبلی نشان می دهد که شرکت های بازدارنده قبلاً از طریق کاهش مشخصی از ذخایر نقدی داخلی در طول بحران سرمایه مشتریان را از بین می برند . گراف ها و مکان های هندسی همچنین نشان می دهد که شرکت ها با کیفیت اعتباری پایین و آنهایی که از نظر مالی بازدارنده هستند نشان می دهند که به طور ویژه گرایش قوی تری به کسل کردن سرمایه های خودشان وجود دارد . حدود ۵۶ درصد از شرکت های بازدارنده در ایالات متحده آمریکا نشان می دهد که آنها سرمایه خود را وقتی سرمایه گذاری داخلی در مقایسه با حدود ۲۱ درصد از شرکت های گسترده درجه بندی شده کسل می کنند . در اروپا ۶۹ درصد از شرکت ها و بنگاههای اقتصادی بازدارنده از نظر مالی می گویند که آنها متمایل به کنسل کردن سرمایه خود دارند .این نتایج قابل توجه می باشد و چگونگی اطلاعات کم روی کنسل کردن سرمایه گذاری را می رساند . با فرض اینکه شرکت ها بخواهند وترجیح دهند که ذخایر و اندوخته های نقدی خودشان را قبل از کنسل کردن سرمایه های طرح ریزی خودشان برداشت کنند ( که احتمالاً دوره پرهزینه ای است ) ما در ادامه موقعیت تصمیم به کنسل کردن سرمایه روی اینکه آیا ماموران اجرایی نشاند دادند که آنها قادر به استفاده از وجه نقد برای سرمایه گذاری اگر منابع مالی خودشان ناکافی باشد هستند یا خیر گرفتیم . به خاطر اینکه شرکت های بازدارنده استفاده از وجه نقد داخلی را یک انتخاب نمی دانند ( شاید به علت اینکه موجودی سهام قبلا تمام شده است ) درصد و میزان کنسلی سرمایه تا ۷۱ درصد در ایالات متحده آمریکا بالا می رود . برای شرکت ها و بنگاههای اقتصادی گسترده این درصد برابر با ۳۹ درصد است . در اروپا درصد کنسل از شرکت های بازدارنده که نمی تواند وجه نقد را برای سرمایه گذاری استفاده کند حدود ۸۰ درصد است ( ۶۴  درصد در آسیا ) به طور خاص اطلاعات و داده های مالی که در مطالعات قبلی استفاده شد تنها اطلاعات مربوط به مخارج سرمایه گذاری مشاهده شده را در بر دارد . آن محدودیت باعث می شود که اندازه گیری کلی رابطه جایگزینی موثر بین سرمایه گذاری و تامین مالی بازدارنده مشکل باشد .

ما همچنین کنترل کردیم که آیا اختلاف های ما از شکل ۵ بدست آوردیم از نظر مالی قابل قبول و فهم هستند یا خیر ؟ آزمون های مقایسه ای هیچ تفاوت مشخصی در استفاده از جریان های وجوه نقد و موجودی سهام و دارائی برای سرمایه گذاری وقتی خرید و فروش اصلی تنگ شده است نشان می دهد درجه و میزانی که شرکت ها که درجه بندی پایینی از ستون اعتبار دارند یا از نظر مالی سرمایه شان کنسل شده است به طور مشخص بیشتر از آن گروه شرکت ها هستند مشخصه آماری و اجرایی از نتایج ما در بررسی های اروپا و آسیا محدود شده است .

 

b.3 فروش دارائی

با توجه به این سوال که آیا شرکت ها و بنگاههای اقتصادی طرح های سرمایه گذاری خود را به خاطر محدودیت های اعتبار کنسل می کنند یا خیر ؟ ما در مورد اینکه آیا آنها سرمایه های موجودی خود را به علت این محدودیت ها می فروشند یا خیر تحقیقاتی انجام دادیم به طور ویژه تحقیقات ما از مدیران می خواهد که آیا آنها سرمایه های شرکتی بیشتری را در طول بحران سندیت می فروشند یا خیر .برای تخمین و ارزیابی گرایش برای فروش سرمایه ) شماری ازواکنش های یک افزایش در فروش سرمایه را که به طور متوسط در طول شرکت ها بر طبق هریک از ۴ طرح است دسته بندی می شود دقیقاً ۷۵ درصد از ماموران اجرایی بازدارنده می گویند که آنها سرمایه بیشتری را در بحران تا قبل از آن در مقایسه با ۳۷ درصد از ماموران اجرایی گسترده به منظور بدست آمدن مخارج می فروشند .به طور قابل توجه مقیاس های سنتی از عوامل بازدارنده ( اندازه و درجه ستون معتبر ) از نظر اقتصادی و از نظر اماری تنوع بخش مشخص در درجه ای که شرکت های متفاوت سرمایه هایی را مطابق با بحران مالی می فروشند نمایان نیست . اما لگوی مشابه در امور اقتصادی غیر ایالات یافت کردیم .

نتیجه : در حالی که بحران مالی ۲۰۰۸  و بحران اقتصادی مربوط منجر به سخت شدن اوضاع می شود یک فرصتی برای یادگیری در مورد اثری از عوامل بازدارنده روی روند شرکت ها فراهم می کند ما ۰۵۰/۱ ماموران اجرایی و مالی را در ۳۹ کشور در ماه دسامبر ۲۰۰۸ مورد بررسی قرار دادیم و شمار زیادی از دیدگاه های مورد توجه را از جواب ها برای پرسشگران مهیا کردیم بررسی ما به ما اجازه می دهد که اطلاعاتی که می تواند از اطلاعات بایگانی شده گرفته شود و جمع آوری شود برای نمونه این عمل به ما اجازه می دهد تا طرح های سرمایه گذاری را ارزیابی کنیم و بررسی کنیم که آیا سرمایه گذاری روی هم رفته به علت عوامل بازدارنده ستون اعتبار کنسل می شود یا خیر در یک زمان همان طور که ما مطالعه کردیم آن روش محدودیت های خاص خود را دارد .

مادریافتیم که شرکت های بازدارنده برای کاهش سرمایه گذاری کمتر خرید و فروش ، تکنولوژی و استخدام مربوط به شرکت های بازدارنده مالی در طول بحران طرح ریزی شده است همچنین ما نشان دادیم که شرکت های بازدارنده مجبورند قسمت قابل توجهی از پس انداز نقدی در طول بحران کاهش سرمایه های مشتری را از بین می برد و به طور گسترده توزیعات تقسیم شده برنامه ریزی شده آنها را قطع می کند . در تضاد کشورهای بازدارنده این وضع را نشان نمی دهد . در میان نتایج دیگر ما دریافتیم که شرکت های بازدارنده پسرفت مخارج را از ستون های قابل توجه اعتبار به علت نگرانی که ممکن است بانکها دستیابی به آن ستون ها را محدود می کند تسریع می کند . شرکت های گسترده به ندرت در این وضع استراتژی شرکت می کند . تقریباً ۹۰ درصد از شرکت های بازدارنده می گویند که شرکت های بازدارنده مالی پروژهای اصلی آنها را محدود می کند و بیشتر از نمی از این شرکت ها مجبورند سرمایه های خود را کنسل کنند . شرکت های بازدارنده همچنین یک گرایش بالاتری را برای فروش سرمایه در جایی به عنوان راهی برای کیفیت بخشیدن سرمایه در طول بحران نشان می دهد این نتایج در اروپا و آسیا نشان داده شده است .

مطالعات گسترده ای بر روی چگونگی اثرات عوامل بازدارنده در زمان های عادی انجام گرفت مطالعه ما در اینکه ما اطلاعاتی روی واکنش های شرکت برای سریع ترین کمبود ستون اعتبار در یک قرن جمع آوری می کند نتایج ما نشان می دهد که بحران مالی از نظر برنامه ریزی شده سرمایه واقعی را تحت تاثیر قرار می دهند اما برای شرکت ها مساوی نیست . گذشتن از این پروژه های NPV مثبت قدرتی از رشد اقتصادی را در آینده کاهش می دهد . با نگاه کردن به بحران این بخش شواهد جدیدی را برای عوامل بازدارنده مالی در پروژه های مهم است را فراهم می کند . این عوامل بازنده فرصت های رشد بلند مدت را در اقتصاد تولید می کند .

دیدگاه خود را بنویسید