http://www.sokhaneashena.ir/files/fa/news/1390/11/24/2201_839.jpg

در سال های اخیر چندین بار موضوع حذف سه صفر از پول ملی توسط مسئولان مطرح و به دلایلی از انجام این سیاست صرفنظر شده است. اقتصاد ایران در شرایط کنونی، شرایطی را که در آن کشورها واحد پول خود را تغییر داده اند، ندارد: دوران بعد از جنگ جهانی، دوران بحران بدهی ها و دوران گذار همراه با تورمهای بسیار بالا. در عین حال، طی سه دهه گذشته بسیاری از متغیرهای اسمی کشور تا هزار برابر افزایش یافتهاند و سطح عمومی قیمتها بیش از ۲۵۰ برابر رشد داشته است. بنابراین بهعنوان مثال اسکناس یک ریالی سال ۱۳۵۰ اکنون حداقل معادل سکه ۲۵۰ ریالی است. ثبت اعداد و محاسبات هم نسبت به گذشته بسیار مشکلتر شده است. اعداد و ارقام اسمی بزرگ در هر حال پویاییهای تورم را تقویت میکنند.

اگرچه در سال های گذشته هیچوقت اَبَر تورم نداشته ایم، ولی تورم های دائمی دو رقمی بین ۱۵ تا ۳۰ درصد همواره بودهاند. مشکلات مربوط به امحا و چاپ مجدد اسکناس و هزینههای آن هم قابلملاحظه است. محققانی که اعتقاد دارند حذف چند صفر از پولی ملی با هیچگونه مشکل توزیعی و اثر تشدیدکننده تورم مواجه نیست، باید فرض کنند که در جامعه قدرت قیمتگذاری دلخواه وجود ندارد و قیمت ها در بازارهای رقابتی عمیق و کارا تعیین میشوند. وقتی در اقتصادی قدرت قیمتگذاری دلخواه وجود نداشت و عوامل اقتصادی نتوانستند جز قیمت هایی که توسط سازوکار بازار تعیین می شوند، قیمتی وضع کنند و در صورت نبود انفعال پولی، تغییرات اسمی و حقیقی هیچکدام به تغییر نامتناسب قیمتها و توزیع مجدد درآمد و تخصیص مجدد منابع منتهی نمی شود، اقدامی همانند حذف سه صفر مؤثر است، اما در کشور ما وضعیت این گونه نیست. ما در انجام چنین کاری با چند مشکل مواجه هستیم. نخست اینکه بخش قابل ملاحظهای از پول ما منفعل است. دوم اینکه در اقتصاد ایران قدرت قیمت گذاری عوامل اقتصادی بالا و قابل ملاحظه است. دلیل آن هم این است که یا بازارهای رقابتی عمیق و کارآمد اقتصادی نداریم یا کم داریم.

http://www.econews.ir/fa/Files/NewsImages/2011/31_eco-news-aghaye-karimzade-5_Fixd.jpg

بنابراین سازوکار خودکار قیمتها که علامت دهی کارا انجام دهند در اقتصاد ما غایب است و سوم اینکه، سرعت درآمدی گردش پول در اقتصاد ایران بی ثبات است و بهطور قابل ملاحظهای از خود انعطاف نشان می دهد. با توجه به وضعیت موجود که سرعت گردش پول انعطاف دارد، سیاست های پولی ممکن است به طورکامل اثربخش نباشد و ازاینرو تثبیت پولی به عنوان یک اقدام بسترساز تحول اقتصادی به نتیجه مطلوب منجر نشود.

 گاهی گفته می‌شود که کشورها چند صفر از واحد پولشان را حذف می‌کنند تا با تورم و انتظارات تورمی مبارزه کنند؛ هیچ مکتب اقتصادی این فرضیه را تایید نمی‌کند، مگر کشورهایی که ساختار اقتصادی خود را اصلاح کرده و تثبیت اقتصادی انجام داده‌اند، در پایان کار برای اینکه به مردم و عوامل اقتصادی بفهمانند که فضا عوض شده و از امروز رویه به‌گونه‌ای دیگر است؛ حذف چند صفر از پول ملی را در دستور کار خود قرار می‌دهند.

علی‌القاعده طبق نظریه پایه اقتصادی، حذف صفر منجر به کاهش تورم نمی‌شود. برای مثال حذف سه صفر باید یک‌هزارم قیمت کالاها را کاهش دهد، اما قیمت‌های نسبی تغییر نمی‌کند و هیچ اتفاقی نمی‌افتد؛ از این‌رو حذف سه صفر نه به‌عنوان علت اصلاحات اقتصادی‏، کاهش تورم یا بهبود وضعیت؛ بلکه به‌عنوان اثر و نشانه می‌تواند کاربرد داشته باشد. یعنی اگر کشوری اصلاحات اقتصادی انجام داد و ارقام ارزشگذاری اقتصادی آن درشت بود، می‌تواند حذف سه صفر انجام دهد، به مردم هم اعلام می‌کند که ما از این به بعد می‌خواهیم در فضای باثبات زندگی کنیم و مطمئن باشید که فضای بی‌ثبات گذشته به پایان رسیده است.

حذف سه صفر اگر هیچ اثر تورمی نداشته باشد و بدون هیچ هزینه‌ای انجام شود و در اقتصاد هم اصلاح ساختار شده باشد، آثار روانی مثبت دارد، ولی اگر بدون مقدمه و یکباره انجام شود، به نظر من هیچ اثر روانی مثبتی نمی‌تواند داشته باشد و زمینه را برای بالابردن بی‌رویه قیمت‌ها توسط عوامل قیمت‌گذار فراهم می‌کند.

http://www.etedaal.ir/UserUpload/Image/2(313).jpg

حذف صفر می‌تواند موجب تغییر نامناسب قیمت‌ها شود. اگر جلو قیمت تمام کالاها سه صفر بود، به‌راحتی این سه صفر را برمی‌داشتیم، اما نکته اصلی این است که هنگامی که تعدادی صفر از پول ملی حذف می شود، بسیاری از قیمتها مضربی از این تعداد صفر نیستند. بهعنوان مثال هنگام حذف سه صفر از پول ملی، عمده قیمت ها مضربی از هزار نیستند و به همین جهت کالاهای ۲۵۰۰ و ۳۷۵۰ ریالی که باید ۵/۲ و ۷۵/۳ ریال قیمتگذاری شوند، با مشکل گرد کردن اعداد مواجه میشوند و از آنجا که عوامل اقتصادی هم قدرت قیمتگذاری دارند، بدون‌شک اعداد را به سمت بالا گرد میکنند. قدرت قیمتگذاری تنها در مساله گردکردن بروز نمی کند، بلکه وقتی اعداد قیمتی کوچکتر می شوند و قدرت قیمتگذاری هم بالاست، افراد قیمتهای خود را بسیار کمتر از حد تناسب تغییر واحد پول ملی کاهش میدهند و این خود به معنای افزایش سطح عمومی قیمتهاست. از طرف دیگر، بهدنبال کوچکتر شدن ارقام، از قبح روانی افزایش بعضی قیمتها کاسته می شود.

برای مثال اگر آپارتمان هر مترمربع سه میلیون تومان است، پس از حذف سه صفر، طبق اصل تناسب باید هر مترمربعی سه هزار تومان قیمتگذاری شود، اما چه بسا متری چهار هزار تومان قیمت گذاری شود با این توجیه که قیمت سه میلیونی، چهار هزار تومان شده است. به طور معمول قدرت قیمتگذاری در اقتصاد ما آنقدر بالاست که عوامل قیمتگذار با مواجهه هرگونه تغییر در محیط اقتصادی (حتی تغییراتی محدود و نامرتبط) قیمتهای خود را تغییر میدهند. بنابراین ما پس از حذف صفر، شاهد این خواهیم  بود که قیمت بسیاری از کالاها و خدمات مصرفی و حتی مسکن و زمین بهطور متناسب کاهش نمییابد و زمینه تورم بیشتر را فراهم می کند. سیاست تثبیت پول به طور حتم، دامنه عدم تناسب یادشده را محدود می کند، اما وقوع آن را ناممکن نمی کند؛ زیرا انفعال پولی و انعطاف سرعت گردش پول به خوبی افزایش سطح عمومی قیمتها در شرایط جدید را بدون افزایش نقدینگی امکان پذیر میکند.

http://www.bia4jok.com/wp-content/uploads/pool-iran.jpg

در مجموع، در شرایط نامطمئن و بیثبات بدون اصلاحات سیاستی و تثبیتی اقدام به تغییر صفرهای پول خود کردهاند، به نتایج موردنظر دست نیافتهاند، اما کشورهایی که با اقدامهای اصلاحی و تثبیتی، زمینه را برای تغییر واحد پولی فراهم کردهاند و از تغییر واحد پولی خود بهعنوان یک اقدام مکمل، نهایی و ارسال یک نشانه به بازار و مردم استفاده کردهاند، به هدف خود رسیدهاند. در ایران چنانچه اصل تناسب بهدرستی عمل میکرد و ثبات پولی و قیمتگذاری وجود داشت، این اقدام میتوانست به اهداف موردنظر منجر شود؛ اما در شرایط کنونی موجب تشدید تورم و تشدید عدم تناسبها میشود. اجرای این سیاست باید بعد از اقدامهای تثبیتی و اصلاحی نهادی انجام شود و در هنگام اجرا بهشدت نظارت و کنترل شود.

دیدگاه خود را بنویسید